کد خبر:763 | ۱۴:۴۵:۱۹ - جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
حضرت آدم خدا را بحق محمد و علی و فاطمه و حسن وحسین سوگند داد تا توبه اش پذیرفته شد
سپهرآنلاین : فَتَلقی ادمَ من رَبه کلمات فتابَ علیه اِنه هوَ التواب َالرَحیم و آدم از پرو ردگار خود سخنانی فرا گرفت و خدا  او را ببخشید که وی بخشنده و رحیم است ( ٣٧ ) (فتلقی آدم من ربه کلمات ، فتاب علیه ) ، کلمه ( تلقی ) ، بمعنای تلقن است ، […]

سپهرآنلاین : فَتَلقی ادمَ من رَبه کلمات فتابَ علیه اِنه هوَ التواب َالرَحیم و آدم از پرو ردگار خود سخنانی فرا گرفت و خدا  او را ببخشید که وی بخشنده و رحیم است ( ٣٧ )

(فتلقی آدم من ربه کلمات ، فتاب علیه ) ، کلمه ( تلقی ) ، بمعنای تلقن است ، و تلقن به معنای گرفتن کلام است ، اما با فهم و علم ، و این تلقی در باره آدم ، طریقه ای بوده که توبه را برای آدم آسان می کرده . از اینجا روشن می شود که توبه دوقسم  است ،یکی توبه خدا، که عبارتست از برگشتن خدا بسوی عبد ، برحمت ، و یکی توبه عبد ، که عبارتست از برگشتن بنده بسوی خدا ، باستغفار ، و دست برداری از معصیت . و توبه بنده محفوف و پیچیده به دو توبه از خدااست ، و در بین آندو قرا ر می گیرد ، باین معنا که بنده در هیچ حالی از احول ، از خدای خود بی نیاز نیست ، و اگر بخواهد از لجن زار گناه نجات یافته ، توبه کند ، محتاج به این است که خدا چنین توفیقی باو بدهد ، و اعانت و رحمت خود را شامل حال او بسازد ، تا او موفق  بتوبه بگردد ، و وقتی موفق بتوبه شد ، تازه باز محتاج بیک توبه دیگری از خداست ، و آن این است که باز خدا برحمت و عنایتش بسوی بنده رجوع کند ، و رجوع او را بپذیرد ، پس توبه بنده وقتی قبول شود ، بین دو توبه از خدا قرار گرفته است ، همچنانکه آیه : ( ثم تاب علیهم لیتوبوا ، پس خدا بسوی ایشان توبه آورد ، تا ایشان توبه کنند ) بر این معنا دلالت دارد

و در کافی از یکی از دو امام باقر و صادق علیهما السلام ، روایت کرده که در ذیل جمله : ( فتلقی آدم من ربه کلمات ) ، فرمود : آن کلمات این است : ( لا اله الا انت ، سبحانک ، اللهم و بحمدک ، عملت سوء ا ، و ظلمت نفسی ، فاغفرلی ، و انت خیر الغافرین ، لا اله الا انت ، سبحانک اللهم و بحمدک ، عملت سوءا، و ظلمت نفسی ، فار حمنی ، و انت خیر الغافرین ،  لا اله الا انت ، سبحانک اللهم ، و بحمدک ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسی ، فارحمنی ، و انت خیر الراحمین ، لا اله الا انت ، سبحانک اللهم ، و بحمدک ، عملت سوءا ، و ظلمت نفسی ، فاغفرلی ، و تب علی ، انک انت التواب الرحیم ، معبودی بجز تو نیست بارالها ، حمد و تسبیحت می گویم ، کار زشتی مرتکب شدم ، و بخود ستم کردم ، پس مرا بیامرز ، که تو بهترین آمرزندگانی ، معبودی بجز تو نیست ، بار الها تسبیح و حمدت میگویم  ، کار بدی کردم ، و بخود ستم نمودم ، پس بمن رحم کن ، که تو بهترین غافرانی ، معبودی بجز تو نیست ، حمد و تسبیحت میگویم ، بار الها من بدی کردم ، و بخود ستم نمودم ، پس مرا رحم کن ، که تو بهترین رحیمانی  معبودی بجز تو نیست ، بارالها تسبیح و حمدت میگویم ، کار بدی کردم ، و بخود ستم روا داشتم ، پس مرا بیامرز  و نظر رحمتت بمن برگردان ، که تو هم تواب و هم رحیمی . مولف : این معنا را صدوق ، و عیاشی ، و قمی، و دیگران نیز روایت کرده اند ، از طرق اهل سنت و جماعت هم قریب بآن روایت شده ، و چه بسا از آیات داستان نیز همین معنا استفاده بشود . مرحوم کلینی در کافی گفته : و در روایتی دیگر در تفسیر جمله : ( فتلقی آدم من ربه کلمات  )  آمده : که فرمود: خدا را بحق محمد و علی و فاطمه و حسن وحسین سوگند داد . مولف : این معنا را صدوق و عیاشی و قمی و دیگران نیز روایت کرده اند ،و قریب بآن از طرق اهل سنت و جماعت نیز روایت شده ، همچنانکه درکتاب در المنثور از رسول خدا (ص) آمده که فرمود : وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد ، سر بسوی آسمان بلند کرده گفت : از تو بحق محمد مسالت می کنم ، که مرا بیامرزی ،  پس خدا بدو وحی کرد : که محمد کیست ؟ گفت : ای خدا که نامت والاست ، وقتی مرا آفریدی ، سر بسوی عرش تو بلند کردم ، دیدم در آنجا نوشته شده ، لا اله الا الله ، محمد رسول الله (ص) ، فهمیدم که در درگاه تو احدی عظیم المنزله تر از او نیست که نامش را با نام خود قرار داده ای ، پس خدایتعالی وحی کرد : که ای آدم ، او آخرین پیامبران از ذریه تو است ، و اگر او نبود  تو را خلق نمی کردم .

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب